| X Close | ||
در خواستهای من از خدا
از خدا خواستم تا دردهایم را التیام بخشد
خدا پاسخ گفت:
مخلوق من ! هر دردی را درمانی است و این تو هستی که باید
درمان دردهایت را بجویی.
از خدا خواستم تا جسم ناتوان مرا توانایی بخشد
خدا پاسخ گفت :
آفریده من آنچه که باید تکامل یابد روح توست جسمت تنها قالب
گذراست
از خدا خواستم تا به من صبر عنایت کند
خدا پاسخ گفت بنده قدرتمند من! صبر حاصل سختی است عطا
شدنی نیست بلکه آموختنی است
از خدا خواستم تا مرا شادی و شعف بخشد
خداوند پاسخ گفت:
نازنینم من به تو موهبت بسیار بخشیدم شاد بودن با خود توست
از خدا خواستم تا رنجهایم را کاستی ده
د
خداوند پاسخ گفت:
مخلوق صبورم بهای رنج تو دوری ا زدنیا و نزدیکی به من است
از خدا خواستم تا روحم را شکوفا سازد
خداوند پاسخ گفت :
پرورش روح تو با تو اما آراستن آن با من
از خدا خواستم تا از لذایذه دنیا سرشارم سازد
خداوند پاسخ داد:
من به تو زندگی بخشیدم بهره مندی از آن با تو
از خدا خواستم تا راه عشق ورزیدن را به من بیا موزد
خداوند پاسخ گفت :
اشرف مخلوقات من بالاخره دریافتی که چه از من بخواهی
به خاطر داشته باش در مسیر عشق ورزیدن به من
به مقصد دوست داشتنه
دیگران خواهی رسید*
هر چیزی با چیزهای دیگر هماهنگ و یگانه است
درختان با خاک خاک با باد
باد با آسمان
آسمان با ستارگان و همه چیز با همه چیز دیگر
هیچ موجودی بر موجود دیگر برتری ندارد
***************************************************************
کرم شب تا ب
خدا هستی را قسمت میکرد. خدا گفت : چیزی از من بخواهید. هرچه که باشد، شما را خواهم داد. سهمتان را
از هستی طلب کنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.
و هرکه آمد چیزی خواست. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن. یکی جثه ای بزرگ خواست و
آن یکی چشمانی تیز، یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.
در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت: من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و
نه جثه ای بزرگ. نه بالی و نه پایی، نه آسمان و نه دریا. تنها کمی از خودت؛ تنها کمی از خودت را به من
بده.
و خدا کمی نور به او داد.
نام او کرم شب تاب شد.
خدا گفت : آن که نوری باخود دارد,بزرگ است, حتی اگر به قدر ذره ای باشد. تو حالا همان خورشیدی که
گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی.
و رو به دیگران گفت: کاش می دانستید که این کرم کوچک، بهترین را خواست. زیرا که از خدا جز خدا نباید
خواست .
هزاران سال است که می تابد. روی دامن هستی می تابد. وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن
است و کسی نمی داند که این هما ن چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است....
****************************************************************************************************************************
| دوستي از ديدگاه علی (ع) پسرم : دوست تو آن است كه در نبود تو حق دوستي را نگه داردو غريب كسي است كه دوستي نداشته باشد . پس در برابر دوستت اينگونه باش: به هنگام قطع رابطه از طرف او ، تو براي دوستي دوباره ، پيش قدم باش. در برابر قهر و دوريش لطف و نزديكي و در برابر بخلش،بذل و بخشش نما به هنگام سختگيريش نرمش به خرج ده وبه هنگام جرمش قبول عذر كن. آنچنانكه گوئي تو بنده او هستي. هرگز دشمن دوست خود را به دوستي مگير كه با اينكار با دوستت به دشمني برخاسته اي . نصيحت خالصانه خود را براي برادرت مهيا ساز خواه خوشايند او باشد خواه نباشد. خشم خود را فرو خور كه من جرعه اي شيرينتر و خوش سرانجام تر و لذت بخش تر از آن نديدم. با كسيكه با تو به خشونت رفتار كند نرمي پيش گير كه بزودي او در برابر تو نرم خواهد شد. با دشمن خود با فضل وكرم رفتار كن كه در ميان يكي از دو پيروزي شيرينترين را برگزيده اي اگر خواستي پيوند برادري و رفاقت را بگسلي جاي برگشتي باقي بگذار تا اگر روزي آن دوست خواست كه بازگردد و بار ديگر با تو دوست شود ، بتواند. اگر كسي بر تو گمان نيكي برد (با عملت) گمانش را تصديق كن. و هيچگاه به اعتماد رفاقت و يگانگي كه بين تو و برادرت هست حق او را ضايع مكن. به نيكوكاران نزديك شو كه از آنان خواهي شد. ****************** هفت چيز است كه خداوند از آنها نفرت دارد **************** به هر ناراحتي كوچك خشمگين شدن و به ديگران پريدن، نشان غرور بي اندازه يا كم عقلي است. ( پوپ)***************** مراقب افکارت باش آنها به گفتار تبديل میشوند ******************** |